وقتی اینترنت نیست، یعنی زندگی نصفه است

وقتی اینترنت نیست، یعنی زندگی نصفه است

شقایق

شقایق رضایی

۶۶
۱ بهمن ۱۴۰۴

حدود دو هفته است که اینترنت ایران قطع شده؛ نه یک اختلال ساده، نه یک کندیِ آشنا، بلکه قطع ارتباط با جهان.
برای خیلی‌ها شاید فقط یعنی «اینستاگرام بالا نمیاد» یا «ویدیوها لود نمیشن»، اما برای ما که نان‌مان، هویتمان و آینده‌مان به اینترنت گره خورده، یعنی ایست کامل زندگی.

کسب‌وکارهای آنلاین بی‌صدا مُردند.
سفارش‌ها صفر شد، پیام‌ها نیامد، پرداخت‌ها انجام نشد.
فریلنسرها، تولیدکننده‌های محتوا، برنامه‌نویس‌ها، طراح‌ها، مدرس‌ها، فروشنده‌های آنلاین… همه معلق بین زمین و هوا.

هیچ‌کس نمی‌پرسد:

  • اجاره‌ات را چطور می‌دهی؟

  • قسط‌ها چه می‌شود؟

  • مشتری خارجی‌ات که رفت، چطور برمی‌گردد؟

  • اعتمادی که سال‌ها ساختی، با یک قطع شدن چطور نابود شد؟

اینترنت برای ما تفریح نبود؛
محیط کار بود، دفتر بود، ویترین بود، پل ارتباطی با جهان بود.

وقتی اینترنت قطع می‌شود، فقط داده‌ها قطع نمی‌شوند؛
امید قطع می‌شود.

در این دو هفته، خیلی‌ها دوباره فهمیدند چقدر تنها هستند.
چقدر بی‌پناه.
چقدر وابسته به تصمیم‌هایی که هیچ کنترلی رویشان ندارند.

کسی که با مشتری خارج از ایران کار می‌کرد، حالا باید توضیح بدهد چرا ناپدید شده.
اما مگر می‌شود هر بار توضیح داد که «ببخشید، کشور من اینترنت ندارد»؟

بدتر از ضرر مالی، تحقیر حرفه‌ای است.
این‌که نتوانی به‌موقع پاسخ بدهی، پروژه را تحویل بدهی، آنلاین باشی؛ نه به‌خاطر تنبلی، بلکه به‌خاطر شرایطی که به تو تحمیل شده.

ما یاد گرفتیم خودمان بسازیم.
یاد گرفتیم با حداقل‌ها کار کنیم.
اما اینترنت که نباشد، حتی حداقل هم وجود ندارد.

این فقط یک قطعی نیست؛
این فرسایش روانی است.
هر روز بیدار شدن با این سؤال:
«امروز وصل می‌شود یا نه؟»

و هیچ‌کس جواب روشنی ندارد.

این مقاله شکایت نیست؛
ثبت یک واقعیت است.

اینکه اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس نیست.
حق کار، حق زندگی و حق دیده‌شدن است.

و قطع آن، فقط خاموش کردن یک کابل نیست؛
خاموش کردن هزاران رویاست.

اشتراک گذاری

بیشتر بخوانید

برای ثبت نظر باید
وارد حسابت بشی
Loading...

مطالب مرتبط