خانه ی جادویی فیریزا
این یک بخش از تصویر سازی داستانیه که دارم مینویسم.که خب یه تجربه ی خیلی جدید و جالبی برای من بود،کار کردن به صورت دیجیتال و همینطور کار کردن محیط و طراحی اشیا یچیز کاملا تازه ای بود که خب پرسپکتیو درست رعایت نشده که سعی میکنم رعایتش بکنم.
برومبلز، سایهوار از دلِ شهرِ خفته گذر کرد و تن به لجنزارهای متعفنِ فاضلاب سپرد تا خود را به اقامتگاهِ شومِ فیریزا برساند. در میانِ گلولایِ غلیظ و پسماندههایِ متعفنِ بشری، سرانجام ویرانهای را بازیافت که گویی از دلِ کابوسی هولناک بیرون کشیده شده بود. سکوتِ سنگینِ دخمه را صدایی شبیه به ساییده شدنِ استخوانها شکست:
«بازگشتی؟ باز هم تشنهیِ معجونهایِ نفرینشدهای؟»
ایجاد شده در ۱۴۰۵/۲/۴ - ۱۲:۳۴
ویرایش شده در ۱۴۰۵/۲/۱۱ - ۱۴:۱۱