مجسمه ی اختاپوس
در افسانههای کهن، از موجودی یاد شده که نه انسان بود و نه هیولای دریا؛ او را قدیس اعماق مینامیدند؛ پیکرتراشی که باور داشت هر سنگ، روحی خاموش در دل خود دارد و تنها باید آن را بیدار کرد. سالها در غارهای نمناکِ زیر اقیانوس زندگی کرد و پنهانی، چپهرهی موجوداتی را میتراشید که هیچ انسانی هرگز ندیده بود.روزی در دل تاریکی، اختاپوسی سپید با چشمانی همچون ماه به سراغش آمد و پیشنهادی عجیب داد: «اگر راز همهی موجودات دریا را میخواهی، باید آخرین مجسمهات را از وجود خودت بسازی.»قدیس پذیرفت.هفت شب و هفت جزر گذشت. هر بار که قلمش بر سنگ مینشست، بخشی از جسمش به سنگ تبدیل میشد و در عوض، ریشههای اختاپوس در گوشت و استخوانش میرویید. هنگامی که آخرین ضربه را زد، دیگر نه دستی برای امضا داشت و نه زبانی برای سخن گفتن. تنها این پیکره باقی ماند؛ چهرهای انسانی بر بدنی که آرامآرام به اختاپوسی سنگی بدل شده بود.
ایجاد شده در ۱۴۰۵/۴/۱۷ - ۱۸:۲۵
ویرایش شده در ۱۴۰۵/۴/۱۷ - ۲۲:۳۸