آیا شخصیت‌های جدید دیزنی دچار «سندروم چهره‌های مشابه» شده‌اند؟

آیا شخصیت‌های جدید دیزنی دچار «سندروم چهره‌های مشابه» شده‌اند؟

شقایق

شقایق رضایی

۱۱
۲۰ تیر ۱۴۰۵

دیزنی در طول تاریخ خود برخی از ماندگارترین شخصیت‌های دنیای انیمیشن را خلق کرده است؛ از میکی ماوس گرفته تا موآنا، السای Frozen و بسیاری دیگر. اما در سال‌های اخیر، بخشی از طرفداران و هنرمندان معتقدند که طراحی شخصیت‌های جدید این استودیو در حال از دست دادن تنوع و خلاقیت گذشته است.

بحثی که اخیراً در فضای هنری و شبکه‌های اجتماعی شدت گرفته، مربوط به چیزی است که به آن Same-Face Syndrome یا «سندروم چهره‌های مشابه» گفته می‌شود؛ یعنی زمانی که شخصیت‌های مختلف، با وجود تفاوت در داستان و ظاهر، از نظر فرم صورت بسیار شبیه یکدیگر طراحی می‌شوند.

سندروم چهره‌های مشابه چیست؟

Same-Face Syndrome یک مشکل شناخته‌شده در طراحی شخصیت است که در آن کاراکترهای مختلف، ویژگی‌های صورت مشابهی دارند و تفاوت اصلی آن‌ها فقط در مواردی مانند:

  • مدل مو

  • رنگ پوست

  • لباس

  • اکسسوری‌ها

خلاصه می‌شود.

این اتفاق می‌تواند به دلایل مختلفی رخ دهد؛ گاهی به دلیل عادت دست هنرمند، استفاده از یک الگوی زیبایی ثابت، یا حتی در پروژه‌های سه‌بعدی به دلیل استفاده از مدل‌های پایه مشابه برای چند شخصیت.

این مشکل فقط مخصوص دیزنی نیست و در آثار دیگری مانند بازی‌های ویدیویی و سریال‌های انیمیشنی نیز دیده شده است.

چرا بعضی‌ها می‌گویند دیزنی دچار این مشکل شده است؟

برخی هنرمندان با مقایسه شخصیت‌های زن اصلی در انیمیشن‌های جدید دیزنی به این نتیجه رسیده‌اند که بسیاری از آن‌ها از یک فرمول ظاهری مشابه پیروی می‌کنند.

برای مثال، هنرمند برزیلی Craftofreak با کنار هم قرار دادن چهره شخصیت‌هایی مانند:

  • آشا از Wish

  • السا از Frozen

  • بیلی از Hexed

نشان داد که بسیاری از آن‌ها دارای ویژگی‌های مشترکی هستند:

  • چشم‌های بزرگ و گرد با حالت رو به بالا

  • بینی‌های کوچک و سربالا

  • فرم صورت نرم و گرد

  • تناسبات مشابه در چهره

به گفته این هنرمند، شخصیت‌های اصلی زن دیزنی در سال‌های اخیر بیشتر به یک الگوی ثابت نزدیک شده‌اند.

آیا دیزنی در گذشته هم همین مشکل را داشت؟

برخی معتقدند که دیزنی همیشه سبک مشخصی داشته، اما تفاوت اصلی در گذشته، تنوع بیشتر طراحی‌ها بوده است.

هنرمند دیجیتال SamDoesArts در بررسی آثار دیزنی از دوره‌های مختلف، شخصیت‌های دوره رنسانس دیزنی (تقریباً بین سال‌های ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۹) را با شخصیت‌های جدید مقایسه کرد.

در آثاری مانند:

  • The Little Mermaid

  • Beauty and the Beast

  • Aladdin

  • The Lion King

  • Tarzan

شکل صورت شخصیت‌ها تفاوت بسیار بیشتری داشت.

هر شخصیت هویت بصری خاص خود را داشت؛ فرم صورت، حالت چشم‌ها، ساختار بدن و حتی نحوه حرکت آن‌ها متفاوت بود.

آیا مشکل واقعاً فقط طراحی چهره است؟

بسیاری از منتقدان معتقدند که «چهره‌های مشابه» شاید فقط یک نشانه از مشکل بزرگ‌تری باشند.

برای مثال، استودیوهایی مانند Studio Ghibli نیز سبک بصری مشخصی دارند و بسیاری از شخصیت‌هایشان شباهت‌هایی با یکدیگر دارند، اما معمولاً طرفداران همان‌قدر از آن‌ها انتقاد نمی‌کنند.

دلیل ممکن است این باشد که مشکل اصلی نه فقط ظاهر شخصیت‌ها، بلکه ارتباط احساسی مخاطب با آن‌ها است.

کاهش ارتباط مخاطب با شخصیت‌های جدید

یکی از انتقادهای اصلی این است که شخصیت‌های جدید دیزنی کمتر ویژگی‌هایی دارند که باعث همذات‌پنداری مخاطب شوند.

شخصیت‌های قدیمی دیزنی معمولاً دارای ویژگی‌های بسیار مشخص بودند:

  • آرزوهای واضح

  • ضعف‌های انسانی

  • تضادهای شخصیتی

  • مسیر رشد قابل لمس

اما برخی منتقدان معتقدند شخصیت‌های جدید گاهی بیش از حد طراحی‌شده و «بی‌خطر» به نظر می‌رسند؛ یعنی ظاهر زیبا دارند اما کمتر احساس واقعی و خاطره‌ساز ایجاد می‌کنند.

به همین دلیل، مشکل شاید فقط این نباشد که همه شبیه هم شده‌اند؛ بلکه این است که کمتر کسی احساس می‌کند این شخصیت‌ها واقعاً منحصربه‌فرد هستند.

نقش تغییر فناوری در این اتفاق

یکی از تفاوت‌های بزرگ میان گذشته و امروز، تغییر روش تولید انیمیشن است.

دوران طلایی دیزنی با انیمیشن دوبعدی دستی ساخته می‌شد، اما از سال ۲۰۰۵ و فیلم Chicken Little، دیزنی به سمت تولید سه‌بعدی کامپیوتری حرکت کرد. البته سه‌بعدی بودن ذاتاً باعث محدود شدن طراحی شخصیت نمی‌شود. بسیاری از استودیوهای دیگر با استفاده از CGI همچنان شخصیت‌هایی بسیار متفاوت خلق می‌کنند.

بنابراین مسئله بیشتر به انتخاب‌های هنری و طراحی مربوط می‌شود، نه خود تکنولوژی.

آیا دیزنی باید سبک خود را تغییر دهد؟

بحث درباره Same-Face Syndrome احتمالاً ادامه خواهد داشت. طرفداران قدیمی دیزنی معتقدند این استودیو باید دوباره به سمت طراحی‌های جسورانه‌تر و شخصیت‌هایی با ظاهر و شخصیت منحصربه‌فرد حرکت کند.

اما شاید چالش اصلی دیزنی فقط تغییر شکل چشم‌ها یا فرم صورت نباشد؛ بلکه بازگرداندن چیزی است که باعث شد شخصیت‌هایی مانند آریل، سیمبا، مولان و هرکول برای نسل‌ها ماندگار شوند:

شخصیت‌هایی که فقط زیبا نبودند، بلکه احساس واقعی داشتند.

اتهام «سندروم چهره‌های مشابه» درباره شخصیت‌های جدید دیزنی تا حد زیادی توسط مقایسه‌های هنرمندان و واکنش طرفداران تقویت شده است. با این حال، مشکل عمیق‌تر شاید کاهش تنوع احساسی و داستانی شخصیت‌ها باشد.

در نهایت، مخاطبان فقط به دنبال چهره‌های متفاوت نیستند؛ آن‌ها به دنبال شخصیت‌هایی هستند که بتوانند آن‌ها را به یاد بیاورند، دوست داشته باشند و با آن‌ها ارتباط برقرار کنند.

اشتراک گذاری

بیشتر بخوانید

برای ثبت نظر باید
وارد حسابت بشی
Loading...

مطالب مرتبط

کلیه حقوق برای CGNation.ir محفوظ میباشد.1395 - 1405