ونسان ون گوگ در طول دوران کوتاه اما پربار هنری خود، دستکم ۳۵ خودنگاره کشید. این آثار نگاهی به زندگی و وضعیت ذهنی او ارائه میدهند.
خودنگارههای اولیه ون گوگ
خودنگاره با کلاه نمدی، ۱۸۸۶
در سالهای ابتدایی، ون گوگ از یک پالت رنگی تیره استفاده میکرد که به سبک پرترههای سنتی هلندی، بهویژه آثار رامبرانت، شباهت داشت. در "خودنگاره با کلاه نمدی"، او خود را با لباسی رسمی و مشکی به تصویر کشیده است. تنها رنگهای موجود در این نقاشی، قرمزی ریش او و پسزمینهای با تُن مشابه هستند.
کلاه حصیری نمادین
خودنگاره با کلاه حصیری، ۱۸۸۷
در سال ۱۸۸۷، ون گوگ با تأثیر گرفتن از امپرسیونیستها، رنگهای روشنتری را در کارهای خود به کار برد. او اغلب خود را با کلاه حصیری زرد نشان میداد که بهعنوان محافظی در برابر آفتاب هنگام نقاشی در فضای باز استفاده میشد. در این نقاشی، تضاد رنگ زرد کلاه با آبی روپوش او کاملاً مشهود است.
جنبهای متفاوت از ون گوگ
خودنگاره، ۱۸۸۷
ون گوگ همواره خود را به یک شکل ثابت به تصویر نمیکشید. او در برخی از خودنگارههایش خود را یک نقاش فقیر و در برخی دیگر، فردی شیکپوش نشان میداد. در یکی از نقاشیهای سال ۱۸۸۷، او لباس رسمی و شیک پوشیده و چشمانش که در واقع سبز بودند، به رنگ آبی نقاشی شدهاند تا با تُن سرد نقاشی همخوانی داشته باشد.
ون گوگ یا برادرش تئو؟
خودنگاره یا پرترهای از تئو ون گوگ، ۱۸۸۷
یکی از پرترههای سال ۱۸۸۷ که برای سالها بهعنوان خودنگاره ون گوگ شناخته میشد، در سال ۲۰۱۱ بهعنوان تصویری از برادرش تئو معرفی شد. اما این نظریه همچنان محل بحث است، چراکه تفاوتهای ظریفی در ویژگیهای چهره فرد در نقاشی دیده میشود. به دلیل شباهت زیاد دو برادر و گرایش ون گوگ به تغییر جزئیات ظاهری در نقاشیهایش، همچنان مشخص نیست که این نقاشی پرتره تئو است یا خود ون گوگ.
تکامل سبک هنری
خودنگاره با کلاه نمدی خاکستری، ۱۸۸۷
ون گوگ در پاریس با تکنیک پوینتیلیسم (نقطهچینی) آشنا شد که توسط هنرمند معاصرش ژرژ سورا توسعه یافته بود. او این تکنیک را در "خودنگاره با کلاه نمدی خاکستری" به کار برد و خطوط کوتاه و رنگهای مکمل را در کنار هم قرار داد. ترکیب رنگهای آبی و نارنجی در پسزمینه و قرمز و سبز در چهره، نشاندهنده آزمایشهای او با رنگ است.
خودنگاره بهعنوان یک نقاش
خودنگاره بهعنوان نقاش، ۱۸۸۷-۸۸
این نقاشی در پایان اقامت ون گوگ در پاریس کشیده شد و یکی از معدود خودنگارههایی است که او را در حال نقاشی نشان میدهد. تفاوت رنگ و سبک این اثر با پرترههای اولیهاش کاملاً مشهود است. رنگهای روشن، ضربهقلمهای ضخیم و نشان دادن پالت رنگی پر از رنگهای مخلوطنشده، همگی بیانگر مدرنبودن کار او هستند. اما در این نقاشی میتوان نشانههایی از خستگی ون گوگ را نیز مشاهده کرد، چراکه پاریس او را از نظر روحی و جسمی فرسوده کرده بود.
تقدیم به گوگن
خودنگاره تقدیمشده به پل گوگن، ۱۸۸۸
پس از ترک پاریس و نقلمکان به آرل، ون گوگ همچنان با پل گوگن و امیل برنار نامهنگاری میکرد. او از آنها خواست که از یکدیگر پرتره بکشند، اما آنها بهجای آن، خودنگارههایی از خود ارسال کردند. در پاسخ، ون گوگ "خودنگاره تقدیمشده به پل گوگن" را خلق کرد که در آن خود را به سبک راهبان ژاپنی به تصویر کشیده است. ون گوگ علاقه خاصی به هنر ژاپنی داشت و از آن الهام میگرفت.
صندلی ون گوگ
صندلی ون گوگ، ۱۸۸۸
در دوران زندگی مشترک ون گوگ و گوگن در آرل، آنها پرترههایی از یکدیگر کشیدند. اما ون گوگ علاوه بر آن، دو نقاشی از صندلیهایشان نیز خلق کرد: "صندلی گوگن" و "صندلی ون گوگ". هرکدام از این صندلیها نمادی از شخصیت صاحبشان بود. صندلی ون گوگ ساده و چوبی است که روی آن پیپ و کیسه توتون او قرار دارد، درحالیکه صندلی گوگن راحتتر و باشکوهتر است.
اشارهای به بیماری
خودنگاره با گوش باندپیچیشده، ۱۸۸۹
یکی از معروفترین خودنگارههای ون گوگ "خودنگاره با گوش باندپیچیشده" است که پس از حادثه قطعکردن گوشش کشیده شد. در این نقاشی، او کلاهی گرم و کت ضخیمی به تن دارد که نشاندهنده شرایط سخت زندگی او است. در پسزمینه، یک بوم نقاشی و یک چاپ ژاپنی دیده میشود که اشاره به عزم او برای ادامه کار هنری دارد، باوجود اینکه از نظر روحی و جسمی تحت فشار زیادی بود.
آخرین پرتره..
ون گوگ در طول مدتی که در آسایشگاه سنت رمی بود، بیشتر بر نقاشی طبیعت در فضای باز متمرکز بود. با این حال، او همچنین در طول اقامت خود چهار سلف پرتره خلق کرد، آخرین تصویری که او ساخت. نسخه موجود در گالری ملی هنر واشنگتن نمونه نادری از ون گوگ است که خود را به عنوان یک هنرمند فعال معرفی می کند. آبی های روشن و نارنجی های زنده، همراه با قلم موی پویا این قطعه، تصویر و کنتراست شدیدی را با خودنگاره ای که او با پالت آبی خاکستری در پایین نشان داده است، ایجاد می کند.
ون گوگ در طول عمر کوتاهش، با خلق این خودنگارهها نهتنها مسیر هنری خود را به تصویر کشید، بلکه احساسات و تغییرات درونیاش را نیز با دنیا به اشتراک گذاشت.