اندی وارهول یکی از محبوبترین هنرمندان تمام دوران است. او به بررسی مصرفگرایی آمریکایی، فرهنگ شهرت و مادیگرایی در دهه ۱۹۵۰ پرداخت.
از پیتسبورگ تا مدیسون اونیو
اندی وارهول در ۶ اوت ۱۹۲۸ در پیتسبورگ، پنسیلوانیا، در یک خانواده مهاجر اسلواکیایی به دنیا آمد. او در دوران رکود بزرگ در محلهای فقیر زندگی میکرد. در کودکی به بیماری نادری به نام "کورئا" مبتلا شد که باعث شد یک سال کامل در رختخواب بماند.
در همین دوران، مادرش که یک هنرمند گلدوزی بود، به او نقاشی کردن را آموخت. او در بستر بیماری، طراحی را به عنوان سرگرمی مورد علاقهاش انتخاب کرد.
وارهول استعداد هنری چشمگیری داشت و برای تحصیل در رشته طراحی تصویری به مؤسسه فناوری کارنگی (که اکنون دانشگاه کارنگی ملون نامیده میشود) راه یافت. پس از فارغالتحصیلی در رشته هنرهای زیبا، در سن ۲۱ سالگی به نیویورک نقل مکان کرد تا به رویاهای بزرگش دست یابد.
در دهه ۱۹۵۰، او به عنوان یک تصویرگر تجاری در مدیسون اونیو مشغول به کار شد. آثارش در نشریات معتبری همچون گلامور، ووگ و هارپرز بازار منتشر میشد. در این دوران، او تکنیکی به نام خط لکهدار را ابداع کرد که او را در دنیای تبلیغات متمایز کرد.
تجربه وارهول در دنیای تبلیغات، تأثیر زیادی بر هنر او گذاشت و در آینده از این مهارتها برای ایجاد برند شخصی و جذب مخاطب استفاده کرد.
تولد پاپ آرت
در اواخر دهه ۱۹۵۰، وارهول تمرکز خود را بر نقاشی گذاشت و بهعنوان "پدرخوانده پاپ آرت" شناخته شد. پاپ آرت بازتابی از فرهنگ مصرفگرایی آن دوران بود؛ زمانی که مردم به خرید وسایل پلاستیکی، لباسهای رنگارنگ و محصولات متنوع علاقهمند شده بودند.
پاپ آرت به معنای واقعی کلمه "هنر مردمی" است؛ هنری برای همه. این سبک نهتنها یک جنبش هنری، بلکه یک سبک زندگی و یک پدیده فرهنگی بود.
طبق گفته ریچارد همیلتون، هنرمند بریتانیایی، پاپ آرت دارای این ویژگیهاست:
"محبوب، زودگذر، مصرفی، کمهزینه، تولید انبوه، جوان، شوخ، جذاب، فریبنده و تجاری."
در آغاز دوران هنریاش، وارهول به نقاشی از اشیای روزمره مانند بطریهای کوکاکولا، جاروبرقی و همبرگر پرداخت. در سال ۱۹۶۲، نقاشیهای معروف "قوطیهای سوپ کمپبل" را به نمایش گذاشت و پس از آن، پرترههای چاپی از افراد مشهور مانند الیزابت تیلور، مایکل جکسون، الویس پریسلی و بهخصوص مرلین مونرو را خلق کرد.
تکنیک سیلکاسکرین به امضای هنری او تبدیل شد. پیش از وارهول، این روش فقط برای تولید کاغذ دیواری در مقیاس انبوه استفاده میشد. اما او از این تکنیک برای ایجاد آثار هنری درباره فرهنگ تولید انبوه استفاده کرد.
در سال ۲۰۰۹، نقاشی "هشت الویس" که در سال ۱۹۶۳ خلق شده بود، به قیمت ۱۰۰ میلیون دلار فروخته شد و به یکی از گرانترین آثار هنری تاریخ تبدیل شد. سایر آثار ارزشمند او شامل "مرلین فیروزهای" (۸۰ میلیون دلار)، "تصادف سبز" (۷۱.۷ میلیون دلار) و "۲۰۰ اسکناس یک دلاری" (۴۳.۸ میلیون دلار) هستند. این قیمتهای بالا نشاندهنده محبوبیت ماندگار وارهول است.
کارخانه (The Factory)
استودیوی هنری وارهول به نام "کارخانه" شهرت داشت. این نام، با مفهوم تولید انبوه آثار هنری او همخوانی داشت. این مکان، به پاتوق افراد مشهور، ستارگان سینما، هنرمندان زیرزمینی و چهرههای برجسته اجتماعی نیویورک تبدیل شد.
وارهول شیفته فرهنگ شهرت بود و از حضور در مکانهایی مانند استودیو ۵۴ لذت میبرد. او یکی از چهرههای "مد روز" در آن دوران بود.
او همچنین در این استودیو به ساخت فیلمهای تجربی پرداخت. یکی از فیلمهای مشهورش "خواب" بود که در آن، جان جیورنو، شاعر معروف، برای ۶ ساعت در حال خوابیدن فیلمبرداری شده بود!
برخی معتقدند که تلویزیونهای واقعنما و فرهنگ وسواس نسبت به سلبریتیها، از وارهول الهام گرفتهاند.
شهرت و مرگ
بخش عمدهای از آثار وارهول به مفهوم "شهرت و مرگ" اختصاص داشت. او بر این باور بود که شهرت، راهی برای جاودانگی است.
در سال ۱۹۶۸، والری سولاناس، یک فمینیست افراطی، به وارهول شلیک کرد. گفته میشود که او از اینکه وارهول فیلمنامهاش را نپذیرفته بود، خشمگین شده بود. وارهول پس از عمل جراحی زنده ماند، اما تا آخر عمر مجبور شد گن جراحی بپوشد.
در دهه ۱۹۸۰، وارهول دچار مشکلات کیسه صفرا شد و برای یک جراحی معمولی در بیمارستان بستری شد. اما متأسفانه، در ۲۲ فوریه ۱۹۸۷، بر اثر عوارض پس از جراحی در سن ۵۸ سالگی درگذشت.
مراسم یادبود او در کلیسای جامع سنت پاتریک، نیویورک برگزار شد و هزاران نفر در آن شرکت کردند.
وارهول: یک برند جهانی
وارهول خود به یک برند هنری تبدیل شد. او استایل خاصی داشت؛ از کلاهگیسهای نقرهای تا عینکهای آفتابی که حتی در شب هم آنها را به چشم میزد.
او علاوه بر نقاشی و چاپ، کتابنویسی، مجسمهسازی، عکاسی و حتی برنامهسازی تلویزیونی را نیز تجربه کرد.
امروزه، تصاویر چاپی او در همه جا دیده میشوند، از تیشرتها گرفته تا لیوانهای قهوه. هنر او نهتنها موزهها را تسخیر کرده، بلکه بخشی از فرهنگ عامه شده است.
وارهول یکی از اولین هنرمندانی بود که برندسازی شخصی را مطرح کرد. در دهه ۱۹۶۰، او پرتره خودش را بارها چاپ کرد، کاری که امروز همه در اینستاگرام انجام میدهند!
او جملهای معروف دارد: "پول درآوردن یک هنر است، کار کردن یک هنر است و تجارت خوب، بهترین هنر است."
محبوبیت و جنجال
وارهول شخصیت مرموز و جنجالی داشت. بسیاری از منتقدان، هنر او را "بیاصالت" میدانستند، اما طرفدارانش معتقد بودند که همین بیاصالتی، پیام اصلی او بود.
او همیشه سوالات زیادی درباره هنر و جامعه مطرح میکرد. آیا پاپ آرت، انتقادی از فرهنگ مصرفگرایی بود یا تجلی آن؟
وارهول یک تناقض خارقالعاده بود، کسی که دنیای هنر را برای همیشه تغییر داد.